نام کاربری:
پسورد:
اعضای انجمن(59) جستجوی مطالب نظرات انجمن
جستجوی انجمن
مدیریت انجمن:

مهدی نصیری
طرفداران مطلب

یلدا درزی (yalda60 )    

تا حالا شده.........؟؟؟

درج شده در تاریخ ۹۰/۱۰/۰۵ ساعت 07:51     بازدید: 548 نفر
 

تا حالا شده یه نفر رو ببینی بعد احساس کنی یه چیزی تو وجودت شکست ؟

تا حالا شده یه نفر رو ببینی بعد قلبت شروع به تپش غیر عادی کنه اونطور که ممکنه هر لحظه بپره بیرون.

تا حالا شده به چشماش نگاه کنی اونوقت احساس کنی کل وجودت بی چیز شد؟

یا مثلا صداشو بشنوی بعدش دستات شروع به لرزش کنه طوری که احساس کنی هر لحظه در حال مردن هستی؟

تاحالا شده شب ها تا سحر به  امید دیدن دوباره اش بخوابی ولی اصلا خوابت نبره؟

تا حالا شده تمام وجودت تمنای با او بودن رو بکنه؟ولی فرسنگ ها ازش فاصله داشته باشی؟

تاحالا شده از سر مجبوری جلوی بقیه «شما» خطابش کنی؟

یا اینکه از کنارش سرد رد بشی اما عاشق این باشی توی بغلش بپری و سرتو بذاری روی سینه اش و یه دل سیر گریه کنی؟

تا حالا شده احساس کنی وجودت بدون اون یه نفر بی معناست؟

تا حالا شده فکر کنی آیا اونم منو دوست داره یا نه؟

تا حالا شده پلک هات فقط بخاطرش خیس خیس باشه؟

تا حالا شده طعم عاشق شدن رو با تمام  وجودت بچشی؟

تا حالا شده....

نمی دونم ولی

وجود من

برای یک نفر درگیر این تا حالا هاست...

 



حمیدرضاتنها(iran6499 )
۹۰/۱۰/۰۷ - 09:05
مطلبت عالي بود اره تاحالا شده هنوزم هست
مرسي عالي بود عالييييييييييييي
جمال نقش(naghsh )
۹۰/۱۰/۰۷ - 09:05
باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم
آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم

خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست
تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم

خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست
از چشم من ببین که چو غوغاست در دلم

من نای خوش نوایم و خاموش ای دریغ
لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم

دستی به سینه ی من شوریده سر گذار
بنگر چه آتشی ز تو برپاست در دلم

زین موج اشک تفته و توفان آه سرد
ای دیده هوش دار که دریاست در دلم

باری امید خویش به دلداری ام فرست
دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم

گم شد ز چشم سایه نشان تو و هنوز
صد گونه داغ عشق تو پیداست در دلم

هوشنگ ابتهاج(سایه)

@};-@};-@};-@};-@};-
ترگل...(sanam666 )
۹۰/۱۰/۰۷ - 10:55
@};-@};-@};-
هادی نصیری(HadiNassiri )
۹۰/۱۰/۰۷ - 15:42
آره شدا

ممنون
مرسی
5
:):):):)@};-
گل بی بو(nedajoon )
۹۰/۱۰/۰۷ - 15:45
:-S :-S
علیرضاامیرخیزی(mujan )
۹۰/۱۰/۰۷ - 15:49
راستش را بخواهید ...این نوشته ... بسیار ساده بود و بسیار صمیمی ! و من دقایقی صبر کردم تا بلکه بتوانم یک سخنی در خور بنویسم ...ولی صمیمیت و راحتی مطلب ....احساسی که به سادگی و به نرمی سرازیر شده در این صفحه ...مانند دستی است که بر دهان یک نفر دوخته میشود تا او را وادارد که تنها و تنها نگاه کند . نگاه خالی .. بی هیچ سخنی بیش !
@};-@};-@};-@};-@};-
گل بی بو(nedajoon )
۹۰/۱۰/۰۷ - 15:50
مرسی-زیبا بود5@};- @};- @};- @};- @};-
آیدا میانجی(ayda123 )
۹۰/۱۰/۰۷ - 19:34
خيلي قشنگ و با احساس بود مرسي 5
فرامرزی *(anima )
۹۰/۱۰/۰۸ - 14:13
راز نگاهت در دلش نفوذ می کند
واو می داند
آن چه در سکوت به آن می اندیشی
حسرت بودنش است
@};-
مریم یعقوبی(Yalda290 )
۹۰/۱۰/۱۰ - 07:47
اين روزها ...
تلخ تـــــــــــــرم !..
از قهوه اي كه ...

تـــــو را ..
قسمت فـــــال من نكرد !!....
مارتین(martin555 )
۹۰/۱۰/۱۰ - 07:51
نقل قول:
فرامرزی *: رراز نگاهت در دلش نفوذ می کند واو می داند آن چه در سکوت به آن می اندیشی حسرت بودنش است
ممنون جالب بود=Dchox@};-=Dchox
آسمان آبی من(asemaneabi )
۹۰/۱۰/۱۰ - 08:20
مسلمانان! مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گِردابی چو می‌افتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین
که استظهار هر اهل دلی بود

ز من ضایع شد اندر کوی جانان
چه دامنگیر، یارب، منزلی بود
مهدی . نصیری(nassiri )
۹۰/۱۰/۱۰ - 08:34
:-S:-S:-S:-S:-S
مهدی . نصیری(nassiri )
۹۰/۱۰/۱۰ - 08:34
حس می کنم حریر حضورت را در لحظه های سختی تنهایی

بوی تو در فضاى زمان جارى ست مانند عطر پونه ى صحرایی

در برف زارِ سردِ دلم کرده ست اى نرگس بهارى من سبزت

تقدیر ، این مقدّر بى برگشت، تقدیر، این سفیر اهورایى

می گوید از یکی شدنم با تو احساسم ، این لطافت سحرانگیز،

حسّم به من دروغ نمی گوید درپیشگاه اقدس شیدایى

بوی تو را شنیده ام از باران، بارانِ چشم هاىِ غزلْ کاران

در آبسال سبز غزل کاری با رمزِ صبح شرجى ِرؤیایی

آتش زدى به ظلمت ایمانم ، برداربستِ طاقت ِ بنیانم

با چشم و روى ِ روشن ِ خورشیدى ، با گیسوى طنابى یلدایى

عاشق که مى شدم نهراسیدم از فتنه هاى واهى بدنامى

از آن که گفته اند که مى ارزد ، عاشق شدن به فتنه ى رسوایى
جلال علی اصغری(eblis87 )
۹۰/۱۰/۱۰ - 08:56
سوالات هم سخت بود هم زیاد :D
جلال علی اصغری(eblis87 )
۹۰/۱۰/۱۰ - 08:57
عمر خود را می دهم چون بوی گل بر باد، من

تا شوم چون غنچه از این تنگنا آزاد، من

عمر من مانند شبنم از شبی افزون نبود

خنده کردم صبحدم بر عمر بی بنیاد، من
جلال علی اصغری(eblis87 )
۹۰/۱۰/۱۰ - 08:58
عشق شیریست قوی پنجه و می گوید فاش

هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ما
شهرام ***(yakuza )
۹۰/۱۰/۱۱ - 11:49
%%-%%-
شاسوسا(sashaaa )
۹۰/۱۰/۱۳ - 18:09
تا حالا شده تمام وجودت تمنای با او بودن رو بکنه؟ولی فرسنگ ها ازش فاصله داشته باشی؟

are shode:(
م.رضا تنها(nemesis )
۹۰/۱۱/۱۰ - 01:27
دلتنگ نشدي ببيني...چگونه خوبترينِ خاطره ها...بي رحم ترينشان مي شود...!!
gamginam kard matlabet
gelye daram
:(:(:(


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) ماه رجب و رغایبچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانه دار قالی و دخترکآموزش زبان انگلیسی ازطریق پیامک برای کتاب معروف۵۰۴ لغت ضروری زبان انگلیسی تنها در ۷۰ روز.فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615 تیلیم خان داستانی . تیلیم خان عمی قیزیسی مهری ایلن گؤبک کسمه یدی.عجیب اما واقعی
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است