اعضای انجمن(59)
جستجوی مطالب![]() نظرات انجمن
جستجوی انجمن
آرشیو مطالب
مدیریت انجمن: اردیبهشت ۹۱ فروردین ۹۱ اسفند ۹۰ بهمن ۹۰ دى ۹۰ آذر ۹۰ آبان ۹۰ مهر ۹۰ شهریور ۹۰ مرداد ۹۰ تير ۹۰ خرداد ۹۰ اردیبهشت ۹۰ فروردین ۹۰ اسفند ۸۹ بهمن ۸۹ دى ۸۹ آذر ۸۹ آبان ۸۹ ![]() مهدی نصیری |
یلدا درزی
(
|
|||||||||||||||||||||||
![]() |
به نام تو |
| درج شده در تاریخ ۹۰/۱۰/۱۲ ساعت 12:36 بازدید: 399 نفر |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | |
سالهاست که خوابهای من از دریا و سنجاقک خالی ست. خوابهایم نه بوی تو را می دهند، نه بوی رویا هایم را. سالهاست جاده ها سر به زیر و ساکت به راه خود ادامه می دهند، بی آنکه منتظر گامهای من باشند و اشاره تو . به من گفته بودی بهشت نزدیک است و گاهی در حیاط خانه مان هم می توانم آن را ببینم و امروز که باران همه آرزوهایم را خیس کرده،دفترچه ام شبیه بهشت شده است، پر از گلهایی که به نام تو روییده اند. به من گفته بودی عشق بی آنکه در بزند می آید، با فانوسی در دست و برقی درچشمان و امروز که می توانم دنیا را در یکی از سلولهای تو ببینم، عشق در اتاقم نشسته و لبخند می زند. هر روز به تو فکر می کنم و از خودم می پرسم آیا درختان و پرندگان خواب می بینند؟ آیا درختان می توانند بوی تو را حس کنند؟ آیا پرندگان می توانند برایت شمعی بر افروزند؟ از تو با چه کسی حرف بزنم؟ چه کسی باور می کند که بهشت را در دستان تو دیده ام و زمین را هم که با همه عظمتش روی دگمه پیراهنت نشسته بود؟ چه کسی باور می کند جنگل های انبوه دنیا در گیسوان تو گم می شوند؟ ترانه ای که برایت سروده ام،از گفتگوی موجها و ساحل زیباتر است،اما از سکوت تو زیباتر نیست. دوست دارم ترانه هایم در قلبت خانه داشته باشند و تو با انگشتان لاغرم روی شیشه مه گرفته بنویسی: اگر چراغ عشق روشن باشد، هزاران کوهستان هم نمی توانند بین ما فاصله بیندازند...
| ||
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
| انجمن های مستقل | |
![]() | اتاق قرمز |
![]() | سخن دل |
![]() | مهندس بیرامی |
![]() | مجتمع آموزشی ماندگار میانه |
![]() | هفته نامه قافلان |
| ایجاد انجمن مستقل | |

اعضای انجمن(59)
جستجوی مطالب
فردوسی و نژاد پرستی




yalda60 )
خانه
دوستان (19)
گالری تصاویر (0)
کلیپ ها (0)


اپیلاسیون (خانم خانما)
ماه رجب و رغایب
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
سریع ترین اینترنت هوشمند میانه




دار قالی و دخترک
آموزش زبان انگلیسی ازطریق پیامک برای کتاب معروف۵۰۴ لغت ضروری زبان انگلیسی تنها در ۷۰ روز.
فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615
رتبه بندی شرکتها



















































































هر چـه مـیـگـردم نـمیدانم کجا افتاده ام
ز دست بنده چه خیزد خدا نگهدارد
جلال علی اصغری: خویش را گم کرده ام در سنگلاخ زندگی هر چـه مـیـگـردم نـمیدانم کجا افتاده ام
این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست
اما فاصله افتاد بین ما ...
ميخواهم آنقدر ايسادگي کنم تا ماندگار شوم...در همه جا...در همه دل ها... در همه جاي زندگي
من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی!
تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین....
تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه...
تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من میگفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد...
=Dchox=Dchox=Dchox
در زندگي براي هر آدمي از يک روز از يک جا از يک نفر به بعد ...
ديگر هيچ چيز مثل قبل
نيست! نه روزها، نه رنگ ها، نه خيابانها همه چيز ميشود:
"دلتنگي!
.
.
.
.
NEMESIS